الشيخ أبو الفتوح الرازي
129
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و نبودى ( 1 ) تو يا محمّد به جانب فرو شدن گاه آفتاب و ماه و ستارگان ( 2 ) ، چون بگزارديم و فرموديم به موسى - عليه السّلام - كار ( 3 ) ، و نبودى ( 4 ) تو از حاضران آن جا . و لكن ما بيافريديم گروهان ( 5 ) ، پس دراز گشت بر ايشان زندگانى و نبودى ( 6 ) تو يا محمّد درنگ كننده در اهل مدين ( 7 ) كه مىخواندى بر ايشان آيتهاى ما ، و لكن ما بوديم فرستندگان . و نبودى ( 8 ) تو يا محمّد سوى كوه طور چون ندا كرديم ما ، و لكن اين آگاه كردن تو را رحمتى است از خداوند تو تا بيم كنى گروهى را كه نيامد بديشان از هيچ بيم كننده از پيش تو ، تا مگر ايشان پند پذيرند . و اگر نه آن بودى كه چون رسيد بديشان مصيبتى بدانچه فرا پيش داشت دستهاى ايشان ، پس گويند اى خداوند ما ! چرا نفرستادى به ما پيغمبرى ( 9 ) تا پسر وى كرديمى آيات تو را ، و بوديمى ما از مؤمنان . پس چون آمد بديشان حق از نزديك ما ، گفتند چرا ندادند ( 10 ) او را مانند آنچه دادند موسى را ، اى ( 11 ) نه كافر شدند بدانچه دادند موسى را - عليه السّلام - از پيش ، گفتند دو جادواند موسى و هارون پشت به هم باز نهاده ، و گفتند كه ما به همه كافرانيم .
--> ( 8 - 6 - 4 - 1 ) . اساس : نه بودى / نبودى . ( 2 ) . آط ، آج ، لب ، آل : به جانب مغرب ، آب : به طرف آفتاب فرو شدن . ( 3 ) . آج ، لب ، آل : كار وحى . ( 5 ) . آج ، لب ، آل : جماعتى . ( 7 ) . آب ، آل : مدينه . ( 9 ) . آط : پيغامبرى . ( 10 ) . آب ، مش : ندادى . ( 11 ) . آب ، مش : آيا .